السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

707

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

گرفتن از پايه‌هاى دين است ، و خطاب به جماعت در مورد پايه دين شامل هر يك از افراد مىشود ، همچنين اينكه امر به اظهار ، متوجّه همه افراد شده است ، ضرورتاً نشان مىدهد كه اين در واقع امر كردن شنونده است به قبول خبر آن شخص واحد و عمل به آن ؛ از آن جهت كه فرمان شرع از بهره‌اى پسنديده خالى نيست و فايده‌اى جز اين ، در فرمان به بيان و نهى از مخفى داشتن ، نيست . و بر او اين‌گونه اعتراض شده است : اينكه فايده امر خدا را در قبول خبر واحد منحصر بدانيم ، مسلّم نيست ، بلكه فايده امتحان است كه اگر امتثال كردند مستحق ثواب مىشوند و اگر سر باز زدند عقاب مىگردند . مگر نه اينكه افراد فاسق هم شامل اين خطاب بوده و مأمور به بيان هستند به گونه‌اى كه اگر امتناع ورزند ، مرتكب گناه مىشوند ، سپس از آنان پذيرفته نيست ، و هم‌چنين پيامبران مأمور به تبليغ هستند ، هرچند كه از طريق وحى قطعاً بدانند كه از او نمىپذيرند . و به آن چنين پاسخ داده شده است : براى بيان و تبليغ دو طرف وجود دارد . طرف تبليغ‌كننده و طرف شنونده ، و بناچار بايد براى هر طرف فايده‌اى در بر داشته باشد ، پس آن‌چه از فايده بيان گرديد اختصاص به مبلّغ دارد و در طرف شنونده فايده‌اى ، جز واجب بودن پذيرش و عمل به آن نيست . و نبايد گفته شود : بلكه فايده‌ى ديگرى در آن هست و آن مجاز بودن عمل به آن مىباشد ؛ چون ، مىگوييم : جواز عمل مستلزم وجوب آن است ، زيرا كسى كه قائل به جواز باشد به وجوب هم معتقد است و كسى كه واجب‌بودن را انكار كند ، جايزبودن را هم انكار كرده است و امّا در مورد فاسق ، واجب‌بودن بيان بر او را پيش از توبه ، نمىپذيريم ؛ بلكه نخست توبه بر او واجب است سپس مترّتب شدن بيان بر او ، بنابراين ، بيان او مفيد اين است كه بايد از او قبول كرد و به سخن او عمل نمود ، شمس الأئمّه چنين گفته است . گفته‌اش : و فرمود : « فلو لا نفر من كلّ فرقة منهم طائفة » « 1 » ، وجه تمسّك به اين

--> ( 1 ) . توبه / 122 .